بسم الله الرحمن الرحیم
یادداشت هایی از دشت برچی
( در دفاع از سید حسین انوری )
(( قسمت اول ))

هدف از نوشتن این جملات چیزی نیست جز به تامل واداشتن کسانی که ناآگاهانه علیه برخی افراد موضع منفی گرفته اند و با آنانی که آگاهانه عداوت می ورزند کاری ندارد چرا که آن ها بهتر از هر کسی حقیقت را می دانند. در واقع به ندرت انسانی پیدا می شود که اشتباه مرتکب شود ولی از اشتباه بودن کارش آگاهی نداشته باشد، دروغ بگوید و ازاحتمال دروغ بودن حرف هایش اطلاعی نداشته باشد. این جمله در مورد کسانی است که می دانند اشتباه می کنند و ولی باز هم آن را مرتکب می شوند این نوشتار به این قشر کاری ندارد چون نگارنده به خوبی واقف است که تاثیری بر آن ها نخواهد گذاشت. این منفعت هاست که رفتارها را سمت و سو می دهند و بسیار اندک اند کسانی که حقیقت جویی و عدالت طلبی راه را برای آنها مشخص می کند و امید است که این نوشتار جز همین گروه اندک باشد.
به هر حال بیست و هفتم سنبله نزدیک است و نامزدهای حاضر در این رقابت این روز ها تلاش خود را چند برابر کرده اند تا شاید بتوانند اعتماد بیشتری کسب کنند و خود را به کرسی های پارلمان نزدیک و نزدیک تر کنند ولی به موازات این تلاش ها تخریب ها و توطئه ها نیز افزایش یافته اند. چه بسیار حرمت ها که در این هفته های اخیر هتک نشدند و چه بسیار حرمت ها که همچنان هتک می شوند. شاید این جمله بیش از هر کسی در مورد استر جنرال الحاج سید حسین انوری رهبر حزب حرکت اسلامی افغانستان صدق کند. چندی پیش در یکی از سایت های سکولار- ناسیونالیست شکایتنامه ای علیه این فرمانده بزرگ دوران جهاد نگاشته شد و مدتی قبل تر از آن هم در یک سایت دیگر او را یک جنایتکار جنگی لقب داده بودند. البته این هجمه ها برای الحاج انوری تازه گی ندارد این رویه سال هاست که از سوی برخی در دستور کار قرار گرفته و همچنان ادامه پیدا کرده است. به هر حال این نوشتار پاسخی است به برخی اتهامات غرض ورزانه که این روزها به شکل بی سابقه ای افزایش یافته است. البته این رویه در همه جا یکسان نیست برخی هستند که اینگونه می اندیشند برخی دیگر هستند که او را ستایش می کنند و از او به یک مجاهد راستین و یک خدمتگزار بزرگ یاد می کنند ولی با تمام این ها وبلاگ مردانه وار در صدد است در راستای حمایت از حضور الحاج انوری در این دور از انتخابات پارلمانی به این اتهامات وارده پاسخی داده باشد.
شکایتنامه جمهوری سکوت حرکت دور از انتظاری نبود. مطالب جمهوری سکوت را عده ای نویسنده ی نوکیسه تامین می کنند، خط مشی این سایت ملغمه ای است از ناسیونالیسم قومی افراطی و سکولاریسمی که هر از گاهی به لائیسیته تبدیل می شود. در کل اینگونه احساس می شود که آن ها با انوری و امثال انوری مشکل فکری و کاراکتری دارند. مطالب سایت هر از گاهی چنان چپ گرا می شود که آدم یاد نوشته های برخی چپ گرایان منقرض شده می افتد که به زباله دان تاریخ افتاده اند. به هر حال کاری نمی شود کرد، دوستان اینگونه می اندیشند و حق اندیشیدن را نمی توان از کسی سلب کرد. ولی این دلیل نمی شود که با کسانی که قبول ندارند، هارگونه برخورد کنند. در شکایت نامه جمهوری سکوت الحاج انوری را به پنج مورد جرم و جنایت جنگی متهم نموده اند که نمی توان آن را منصفانه تلقی کرد. انوری در ظاهر قضیه تخریب می شود ولی آن چه در حقیقت هدف قرار گرفته جهادی است که ملت افغانستان با سربلندی به آن تن دادند. تخریب انوری است فقط بخشی از این پروسه است و جمهوری سکوت یا کابل پرس مقوله گسترده تری را دنبال می کنند که در اینده بیشتر وضوح خواهد یافت. دوستان جمهوری سکوت در شکایت نامه خود از فضل احمد معنوی رئیس کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان خواسته اند که انوری را رد صلاحیت کند چرا که او جرایم زیر را مرتکب شده است، بخشی هایی از این شکایتنامه را می خوانیم :
(( ... آنچه که در اين ميان تعجب همه را برانگيخته است كانديد نمودن سيد حسين انوري و برخي از زير دستان شان ،براي رسيدن در پارلمان افغانستان می باشد. آیا در كميسيون مستقل انتخابات هيچ گونه ميكانيزم و ميزاني براي جلوگيري از کاندید شدن اينگونه افراد وجود ندارد؟ افراد وچهره هاي كه فرهنگ قتل وترور را در كشورترویج نموده وجهنمی از خشونت را برپاداشته ومیدارد. يكي ازآن عناصر خشونت آفرين وقاتل دهها انسان بي گناه بدون شك سيد حسين انوري ميباشد كه بطور مختصرجنايات وی را درزير متذكر ميشويم:
۱ - به شهادت رساندن غلام نبي مشتاق به جرم دفاع از خواهرش ، به دستور شيخ آصف محسني.
۲ -به شهادت رساندن استاد صادقي نيلي، يكي از شخصيت هاي مبارز و برجسته جامعه هزاره .
۳- ترور عیسی غرجستاني نویسنده، پژوهشگرو مورخ نامدار کشور.
۴ - ترور سيد ابراهيم شاه حسيني.
۵- یکی از پیشگامان و قاتلان معلوم الحال قتل عام مردم افشار در دوران حكومت رباني . قضيه ای که به عنوان يك تراژدي خونين در دل تاريخ افغانستان ثبت است. ))
تمامی اظهارات و اتهامات وارده در شکایتنامه جمهوری سکوت یه شکلی است که هیچ گونه سندی که این ادعاها را ثابت کند، ارائه نشده است. هر چند شاید گفته شود که در این شکایت نامه فرصت مطرح کردن این اسناد نبوده است ولی جالب اینجاست که در هیچ جایی این اسناد رو نشده است و تا زمانی که اسناد قابل اعتنا و محکمی در این باره ارائه نشده است تمامی اتهامات فوق در حد چند ادعای بی اساس باقی نخواهد ماند. پاسخ به اتهامات فوق را با شهادت سید ابراهیم شاه و شهید مشتاق آغاز می کنیم.
شاید بسیاری از خوانندگان ندانند که شهید سید ابراهیم شاه حسینی و شهید مشتاق از مهم ترین فرماندهان حزب حرکت اسلامی افغانستان به شمار می رفتند. سید ابراهیم شاه را فاتح بامیان لقب داده اند چرا که در سایه ی مجاهدت های او و همرزمانش بود که برای نخستین بار بامیان از کنترل دولت کمونیستی خارج شد و به تصرف مجاهدین مسلمان درآمد. طرح ترور سید ابراهیم شاه بارها در دستور کار نیروهای دولت کمونیستی قرار گرفته بود و بالاخره در یک کمین از پیش طراحی شده نیروهای دولتی او را غافلگیر نموده و جیپ حامل او را منهدم نموده و او را به شهادت رساندند و بدین ترتیب جهاد افغانستان یکی از شایسته ترین چهره های بارز خود را از دست داد. شهادت مشتاق هم در یکی از جبهات جهاد اسلامی و به دست نیروهای دولت کمونیستی رقم خورد ( برخی می گویند که از پشت به او شلیک شده بوده است ولی این حرف را همرزمان شهید نپذیرفته اند. ) تصاویر شهید سید ابراهیم شاه و شهید مشتاق سال ها در پایگاه های حرکت اسلامی در کنار تابلوهای دیگر رهبران این تشکل جهادی آویخته می شد کما اینکه هنوز هم در برخی دفاتر حرکت اسلامی به چشم می خورند. برای کسانی که با این دو شهید بزرگوار آشنایی دارند مسلم و مبرهن است که این دو شهید در جبهات جهاد شربت شهادت نوشیدند و اتهام ترور آنان به دست همرزم و همسنگر آنان الحاج انوری یک دروغ ساخته و پرداخته شده و نشات گرفته از اغراضات سیاسی، قومی و حزبی برخی جریانات هزارچهره است. اما آنچه که جای شگفتی دارد این است که این اتهامات از سوی کسانی مطرح می شود که در سال های جهاد و مقاومت میانه خوبی با مشتاق و سید ابراهیم شاه نداشتند و امروزه از سوی سایت جمهوری سکوت و ... تکرار می شود. کسانی که آن روزها تفنگ هایشان را به سمت امثال مشتاق و سید ابراهیم شاه نشانه گرفته بودند امروزه به خونخواهی این دو شهید برخاسته اند و در این میان الحاج انوری را متهم می کنند. همانگونه که در سطور بالا نیز اشاره شد این اتهامات در شرایطی انجام می شود که هیچ دلیل منطقی و قابل اعتنایی در لابه لای این اتهامات ارائه نشده است. در تمامی سایت های اینترنتی مانند جمهوری سکوت و یا کابل پرس که مطالبی را علیه این فرمانده بزرگ جهاد مطرح می کنند دلیلی را که بتوان دلیل تلقی کرد مشاهده نمی شود و کاملا بی پشتوانه از سوی افراد مغرض اظهار نظر شده است. شاید آن ها اظهارات مسلم فهیمی را در شبکه امروز را یادآوری کنند، کما اینکه این کار را نیز کرده اند، ولی باور کردن این ادعاها آن هم بدون هیچ گونه تحقیق و تفحص دیگر و وحی منزل تلقی کردن آن کاری است به دور از انصاف که پذیرفتن آن فقط ناشی از غرض ورزی است نه برخاسته از حس حقیقت جویی و عدالت طلبی. ( البته بحث مسلم فهیمی را به زودی این در وبلاگ به بحث خواهیم نشست، اینکه او که بود، در شبکه امروز چه گفت و چرا گفت را در آینده به شکلی مستدل خواهیم پرداخت ولی از هم اکنون خوانندگان این نوشته را به قدری تامل پیرامون آن دعوت می کنیم.)
نکته دیگری را که نباید در مورد شهادت سید ابراهیم شاه حسینی و مشتاق نادیده گرفت این است که علی رغم اینکه برخی جریانات مغرض الحاج انوری را متهم به شهادت این دو بزرگوار می کنند، جالب این جاست که بدانید که بازماندگان این شهدای والامقام هرگز این دیدگاه را در مورد شهدایشان ندارند. سید عبدالاحمد مصطفوی برادر سید ابراهیم شاه حسینی ( که هم اکنون ولسوال سرخ پارسا است ) سال ها بعد از شهادت برادرش در کنار الحاج انوری حاضر بود و هم اکنون نیز روابط خود را حفظ نموده است. پسر سید ابراهیم شاه هم اکنون در کمپین انتخاباتی الحاج انوری حضور فعالی دارد و از نزدیک ترین اشخاص به جناب انوری محسوب می شود. وابستگان شهید مشتاق هم حالتی همین گونه دارند. برادر و عموهای شهید مشتاق آن ها خود بر همه چیز وقوف دارند و روابط آن ها نیز با الحاج انوری در وضع مطلوبی بسر می برد و البته دلیلی هم وجود ندارد که وضعی غیر از این بر روابط طرفین حاکم باشد. به قول آقای محمد یوسفی یکی از خوانندگان وبلاگ که هر چه به دهانش آمده بود نثار کاندیدای موردعلاقه ی ما نموده بود، واقعا دنیای عجیبی است. دنیا واقعا عجیب است که وارثان این شهدا اینگونه می اندیشند و دشمنان دیروز به خونخواهان امروز، کاسه های داغ تر از آش و دایه های مهربان تر از مادر مبدل شده اند.
از این مسائل که بگذریم در پایان قسمت اول نوشتار به مسئله ی شهادت استاد صادقی نیلی خواهیم پرداخت، امید است که این نوشته از مسیر انصاف خارج نگردد.
کاسه های داغ تر از آش، دایه های مهربان تر از مادر و به عبارتی این مخاطب های آشنا در رسانه های خود الحاج انوری را مسئول شهادت استاد صادقی نیلی معرفی کرده اند و چنان با قاطعیت نظر داده اند که گویی در صحنه قتل حاضر بوده اند و همه چیز را با چشم خود دیده اند. ولی اگر منصفانه بنگریم در شهادت استاد صادقی نیلی ابهامات فراوانی وجود دارد که به راحتی نمی توان انگشت اتهام را به سوی کسی دراز کرد. کافی است به سایت اطلاع رسانی شهید صادقی نیلی مراجعه کنید و زندگی نامه این شهید بزرگ را مطالعه نمایید. این سایت این روزها از کاندیداتوری حاج نصر الله صادقی زاده نیلی در این دور از انتخابات پارلمانی حمایت می کند و از این بابت این سایت از سوی منابع نزدیک به وابستگان شهید صادقی نیلی تایید شده است و محتویات آن مورد وثوق بازماندگان آن شهید عالی مقام می باشد. در قسمت های پایانی زندگی نامه شهید صادقی نیلی اینگونه نوشته اند :
سرانجام شب پرواز و معراج فرا رسيد. شامگاه بيست و چهارم عقرب، استاد مهمان يكي از بستگانشان در قريه «سنگ موم» بودند. سپاه سياه و زنگي شب همه جا را فتح كرده بود. قريه سنگ موم در حلقوم تاريكي فرو رفته بود. مهتاب خجل و رنگ پريده از پشت كوههاي صد خانه سرك ميكشيد. «چوگني» عبوس و خشمگين، بلنداي قامت شب را ميشكست و به آسمان پرستاره چنگ ميانداخت. سكوت مرموز شب با غريو شادي خفاشان ظلمتپرست و نعره بادهاي تطاولگر خزاني در هم شكسته ميشد. استاد شهيد لحظات شيريني را در ميان غنچههاي زندگياش ميگذراند. جگرگوشه سه سالهاش را در آغوش پرمهر داشت و دست نوازش پدرانه نثارش ميكرد. محافظان استاد از مركز ولايت راه افتاده و هنوز در راه بودند. در چنين لحظاتي، ناگهان نوك سه ميل اسلحه خودكار از در و پنجره به درون اطاق خزيد و سينه پرمهر آن مهربان مرد را نشانه رفت. قبل از اينكه استاد هيچ گونه حركتي انجام دهد صداي رگبار مسلسل در فضا پيچيد و شب هجران و فرقت يار به سر رسيد.
همانگونه که می بینید استاد در خانه یکی از بستگانشان در قریه سنگ موم به شهادت رسیده است، اینکه چه کسی یا چه کسانی استاد را به شهادت رسانده اند مشخص نیست ولی شواهد زیادی وجود دارد که باعث و بانی این کار الحاج انوری نمی تواند باشد. الحاج انوری در آن لحظات نه در سنگ موم تشریف داشته اند و نه در جریان ماجرا بوده اند. حاجی نصرالله صادقی زاده نیلی نیز هم اکنون با الحاج انوری روابط صمیمانه ای دارد و این دیدگاه مغرضانه را در مورد دست داشتن الحاج انوری در شهادت پدر بزرگوارشان نیز قبول ندارند.
در پایان قسمت اول این نکته را می خواهم نتیجه بگیرم که سه مورد از پنج مورد اتهامات شکایتنامه جمهوری سکوت از منظر بازماندگان این شهدای عالی مقام فاقد اعتبار و خالی از هر گونه صحت می باشد و دوستانی که این روزها در کابل حضور دارند می توانند به کمپین الحاج انوری در دشت برچی مراجعه نموده و از نزدیک با بازماندگان این عزیزان نظر خواهی نمایند.
..... ادامه دارد